عطا ملك جوينى
373
تاريخ جهانگشاى جوينى ( فارسى ) ( ط دنياى كتاب )
و پسران وى ديده مىشود و كلمهء « شاور » بالطّبع در اشعار او بسيار مكرّر و شايد بيش از پنجاه مرتبه ذكر اين كلمه در ديوان او آمده و همهجا مانند بيت فوق با يك واو متحرّكه بر وزن فاعل نه با دو واو بر وزن فاعول مانند داود و طاوس ، و بر همين قياس است تلفّظ نام وى در جميع اشعار ساير معاصرين او كه نمونهء از آن اشعار بعد ازين بدست داده خواهد شد ، و هرچند ضبط اين كلمه يعنى تعيين حركت واو آنكه فتحه است يا ضمّه يا كسره در مورد صاحبترجمه « 1 » در هيچ موضعى بدست نيامد ولى در بسيارى از مآخذ سابق الذّكر از قبيل النّكت العصريّهء عمارهء يمنى و ديوان اشعار همو هردو طبع پاريس و نجوم الزّاهرهء ابن تغرى بردى نسخهء خطّى قديمى كتابخانهء ملّى پاريس « 2 » غالبا اين كلمه بضبط قلم شاور بفتح واو حركت گذارده شده است ، و همچنين است بعينه در صبح الأعشى طبع مصحّح مضبوط دار الكتب مصريّه ج 10 ص 310 و 318 ، و در عبارتى در كتاب الرّوضتين ج 1 ص 158 بنقل از ابن عساكر معروف صاحب تاريخ دمشق و معاصر صاحبترجمه نام شاور با شاور فعل ماضى از مشاورة سجع بسته شده هكذا : « فوثب جرديك و بزغش « 3 » موليا نور الدّين فقتلا شاورا « 4 » و اراحا العباد من شرّه و ماشاورا » ، كه از اين سجع تقريبا بالصّراحة استنباط مىشود كه تلفّظ شاور در زبان معاصرين صاحب
--> ( 1 ) ولى در غير مورد صاحبترجمه بنو شاور بكسر واو كه نام قبيلهايست از قبايل همدان در تاج العروس در مادّهء ش و ر ضبط شده است ، - و مخفى نماناد كه نام شاور از اعلام فوق العاده نادر است و در هيچيك از كتب تواريخ معموله و معاجم رجال و طبقات و غيرها كه راقم سطور بدان دسترسى دارد با فحص شديد چنين نامى جز در دو مورد مذكور به نظر نرسيد ، ( 2 ) بنشان Arabe 1780 ( 3 ) كذا فى الأصل ولى در ابن خلّكان 1 : 238 : برغش ( با راء مهمله ) ، ( 4 ) شاور چنان كه بعد ازين خواهيم گفت غيرمنصرف است پس الحاق الف بدان در اينجا لابد بمناسبت سجع با « شاورا » در فقره بعد است از قبيل قَوارِيرَا در آيهء شريفه ،